Randy Keith Orton که در حرفه کشتی کج همان رندی اورتون گفته میشود در یکم اوریل سال ۱۹۸۰ در Knoxville متولد شد , او با لغب The Legend Killer(قاتل افسانه ها) به عنوان یک کشتی کار امریکایی
وارد کمپانی معروف World Wrestling Entertainment شد , او هم اکنون در راو فعالیت میکند و کشتی کج کار نسل سوم هست , پدربزرگ او Bob Orton, Sr در سالها پیش کشتی گیر بوده و بعد از اون پدر رندی “Cowboy” Bob Orton و اکنون خود رندی در حال کشتی گرفتن است
Randy Orton
Randy Keith Orton که در حرفه کشتی کج همان رندی اورتون گفته میشود در یکم اوریل سال ۱۹۸۰ در Knoxville متولد شد , او با لغب The Legend Killer(قاتل افسانه ها) به عنوان یک کشتی کار امریکایی وارد کمپانی معروف World Wrestling Entertainment شد , او هم اکنون در راو فعالیت میکند و کشتی کج کار نسل سوم هست , پدربزرگ او Bob Orton, Sr در سالها پیش کشتی گیر بوده و بعد از اون پدر رندی “Cowboy” Bob Orton و اکنون خود رندی در حال کشتی گرفتن است
اغاز حرفه
رندی اغاز حرفه خود را در سال ۲۰۰۰ با MMWA-SICW در شهر St. Louis, Missouri اغاز کرد , رندی اورتون توسط مربیان زیادی چون Ron Powers, Gary Jackson, Mark Bland, Jeremy Lightfoot, Phil E. Blunt و ترقی دهنده سوپراستار ها Tony Costa و همچنین پدر خود Cowboy Bob Orton پرورش یافت ، زمانی که رندی در Hazelwood Central High School تحصیل می کرد یک کشتی گیر اماتور بود ، پس از فراغت از تحصیل از Hazelwood در سال ۱۹۹۸ او به سربازی رفت
World Wrestling Entertainment
او مورد توجه WWE قرار گرفت و از این رو قراردادی را با WWE امضا کرد و برای امادگی بیشتر توسط WWE به Ohio Valley Wrestling فرستاده شد , او خیلی زود در تلویزیون WWE ظاهر شد و در یک مسابقه بر علیه بیلی گان در ششم مه سال ۲۰۰۱ در Sunday Night Heat(زیر مجموعه RAW) مسابقه داد , او در این مدت یکبار هم در ۲۷ نوابر سال ۲۰۰۱ در Dark Match در WWF با براک لزنر مسابقه داد که این مسابقه باعث مصدومیت او شد و بعد از این مصدومیت او MRI داد که پزشکان به او گفتند که باید به مدت شش هفته به استراحت بپردازد
World Wrestling Entertainment
او مورد توجه WWE قرار گرفت و از این رو قراردادی را با WWE امضا کرد و برای امادگی بیشتر توسط WWE به Ohio Valley Wrestling فرستاده شد , او خیلی زود در تلویزیون WWE ظاهر شد و در یک مسابقه بر علیه بیلی گان در ششم مه سال ۲۰۰۱ در Sunday Night Heat(زیر مجموعه RAW) مسابقه داد , او در این مدت یکبار هم در ۲۷ نوابر سال ۲۰۰۱ در Dark Match در WWF با براک لزنر مسابقه داد که این مسابقه باعث مصدومیت او شد و بعد از این مصدومیت او MRI داد که پزشکان به او گفتند که باید به مدت شش هفته به استراحت بپردازد
اورتون در ۲۵ اوریل سال ۲۰۰۲ در کمپانی WWE وارد گروه اسمکدان شد که او در اولین مسابقه خود در اسمکدان مقابل هاردکور هالی قرار گرفت که در این مسابقه پیروز شد , اورتون در اسمکدان نقش کوچکی را داشت هرچند که او در مسابقه ای که با اندرتیکر بر سر کمربند WWE Undisputed Championship داشت تقریبا پیروز شده بود , او یکبار دیگر هم با براک لزنر بر سر کمربند Undisputed مسابقه داد که در ان مسابقه هم دست خالی ماند , چندی بعد او به راو منتقل شد و اولین مسابقه خود را در انجا زمانی اغاز کرد که توسط جیم راس معرفی شد و توانست تا Steven Richards را شکست دهد , رندی طی دو هفته ای که در راو مسابقه داشت بار دیگر دچار اسیب دیدگی شد و این بار اسیب دیدگی به طوری بود که کتف های او داشت از یکدیگر جدا میشد , او به پیش متخصص خود در St. Louis رفت و با همفکری با او تصمیم گرفت که کشتی گرفتن را برای چند ماه کنار بگذارد , رندی در این مدت اقدام به برنامه ای با نام Randy News Network کرد که در این برنامه که هر هفته پخش میشد عکس از رندی نشان داده میشد و همچنین خصوصیات رندی رو روشن میکرد و خبرهایی هم از وضعیت کتف رندی میداد , شکبه RNN هم مصاحبه هایی از رندی پخش میکرد که مصاحبه او را دستکاری میکرد و قسط داشت تا رندی را بدنام کند و او را شخصی خودخواه نشان دهد که این امر باعث شده بود که بعضی از طرفداران رندی با رندی لج شوند و در واقع بر علیه او شوند اما رندی برای جلوگیری از این توطئه e-mail برای خود ساخت تا از این طریق با طرفداران خود ارتباط برقرار سازد.
در ۱۴ اوکتبر در راو وقتی او از وضعیت مصدومیت خود توضیح میداد و گفت که میخواهد مدتی نباشد انبوه تماشاچیان برای تمسخر و ازار او شروع به سرود خواندن کرد که یکصدا میگفتن: “Nah Nah Nah Hey Hey Hey Good bye”
به محض اینکه رندی اورتون در بیستم ژانویه سال ۲۰۰۳ به راو بازگشت به کمک باتیستا و ریک فلیر و تریپل اچ شتافت و باعث شکست اسکوت استاینر رقیب تریپل اچ شد , از Evolution به دلیل مصدومیت های مجدد رندی اورتون و همچنین باتیستا خبری نبود تا اینکه در مه سال ۲۰۰۳ دوباره این گروه به طور مداوم یه یکدیگر پیوست , رندی اورتون زمامی به لغب “The Legend Killer” مشهور شد که همه دیدند او شروع به شکست دادن یا اهانت کردن به سوپراستاران قدیمی و نامدار شده و زمانی اورتون بسیار بدنام شد که به صورت سوپراستار نامدار Harley Race سیلی زد و از فینیشر خود RKO استفاده کرد
یکی از مهمترین مسابقات اورتون در طول حرفه اش شرکت در مسابقه حساس Elimination Chamber در سامراسلم ۲۰۰۳ بود که او باید مقابل Triple H, Shawn Michaels, Bill Goldberg, Chris Jericho و Kevin Nas قرار میگرفت , این بهترین موقعیت برای قهرمانی رندی بود هرچند که او در طول مسابقه تلاشش بیشتر بر سر این بود که تریپل مسابقه رو پیروز شده و باعث شود که تریپل اچ همچنان قهرمان بماند!
در ۲۱ سپتامبر در PPV انفورگیون ۲۰۰۳ رندی با شاون مایکل مسابقه داد که این هم باز یکی دیگر از مسابقات نسبتا مهم رندی بود که عنوان مسابقه “Legend vs. Legend Killer” بود به هر حال رندی با کمک ریک فلیر در این مسابقه پیروز شد , در ادامه کار رندی پس از مدتی بر کمربند بین قاره ای که صاحبش RVD بود تمرکز کرد و سپس به این هدفش در ارماگدون ۲۰۰۳ با شکست دادن RVD رسید و قهرمان جدید کمربند بین قاره ای شد , رندی توانست تا رکوردار این کمربند در هفت سال گذشته شود و کمربند خود را به مدت هفت ماه حفظ کند
اورتون سال ۲۰۰۴ را با درگیری با یکی دیگر از سوپراستاران نامدار(Legend) یعنی میک فولی اغاز کرد , او در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۳ میک فولی را به مبارزه دعوت کرد اما این مسابقه برگذار نشد چون میک فولی در حال ترک کردن باشگاه WWE بود و با رندی مبارزه نکرد اما رندی تصاویری رو از میک فولی نشان داد و او را فردی ترسو نشان داد , بعد از گذشت مدتی(۲۰۰۴) میک فولی به راو بازگشت و تیمی را به همراه راک بر علیه اورتون , ریک فلیر و باتیستا تشکیل داد و باعث شد که این دو گروه در یک مسابقه هندیکپ در WrestleMania XX با یکدیگر مسابقه دهند , در WrestleMania XX همه شاهد بودند که رندی توانست تا فولی را پین کند و گروه خود را برنده مسابقه کند , یک ماه بعد این دو در بکلش ۲۰۰۴ در مسابقه هاردکور بر سر کمربند بین قاره ای بار دیگر رو به رو شدند و اینبار باز هم اورتون بود که پیروز شد , در PPV ونجنس ادج با شکست دادن رندی اورتون موفق شد تا به سلطنت ۷ ماهگی رندی پایان دهد و کمربند بین قاره ای رو از ان خود کند , در بیست و ششم جولای در بتل رویالی که برای عنوان نفر اول قهرمانی برای کمربند سنگین وزن یعنی کریس بنوا در سامراسلم بود رندی با حذف کردن اخرین نفر یعنی جریکو این مجوز را کسب کرد تا شانس خود را برای کمربند سنگین وزن کسب کند , در سامراسلم ۲۰۰۴ رندی با شکست دادن بنوا به صورت پین فال موفق شد تا برای اولین بار قهرمان سنگین وزن شود و علاوه بر این جوانترین قهرمان کمربند سنگین وزن شود
رندی شب بعد از سامرالسم بار دیگر بنوا را شکست داد و کمربند خود را حفظ کرد اما گروه Evolution با حمله به رندی همه رو شوکه زده کرد , رندی دیگر عضو Evolution نبود و از ان گروه اخراج شد , اما تریپل اچ در هفته بعد از رندی خواست تا کمربند رو به او بدهد تا او را دوباره به Evolution راه دهد اما رندی کمربند را که نداد هیچ بلکه یک تف ناقابل هم به صروت تریپل اچ پرتاب کرد و این باعث شدت درگیری اورتون با تریپل اچ شد , در انفورگیون ۲۰۰۴ طبق معمول تریپل اچ با کمک Evolution با زدن پدیگری بر روی صندلی به رندی موفق شد تا قهرمان جدید سنگین وزن شود , فردای ان شب هم رندی در کیک جشن پیروزی تریپل اچ حضور داشت که با پردیدن ناگهانی از درون کیک تریپل اچ را قافل کرد و او را به درون کیک انداخت!
در سورووایور سریس ۲۰۰۴ رندی و بنوا و میون و جریکو در مقابل تریپل اچ و ادج و اسنیتزکی و باتیستا قرار گرفتند که تیم اورتون پیروز شد و این مسابقه که بر سر جنرال بودن راو برگذار شده بود رندی موفق شد تا مدتی جنرال راو باشد , در ۲۹ نوابر سال ۲۰۰۴ رندی بتل رویالی برای کمربند سنگین وزن برگذار کرد و او مطمئن بود که تریپل اچ شکست میخورد اما هرچند که وینس پیشنهاد رندی را رد کرد و این مسابقه را به صورت بتل رویال برای نفر اول قهرمانی تغییر داد
در ۱۳ دسامبر کمربند سنگین وزن vacated شد و به همین دلیل مسابقه Elimination Chamber در New Year’s Revolution برای کمربند سنگین وزن با حضور رندی , Triple H, Chris Benoit, Edge, Batista و کریس جریکو ترتیب داده شد که سرانجام تریپل اچ با پین کردن رندی پیروز شد , رندی بار دیگر با شکست دادن باتیستا در راو مجوز قهرمانی برای کمربند سنگین وزن مقابل تریپل اچ در رویال رامبل ۲۰۰۵ را کسب کرد اما در رویال رامبل هم شکست خورد , رندی اروتون چندی بعد ادعا کرد که میتواند کهنه کار اسمکدان و شکست ناپذیر رستلمنیا یعنی اندرتیکر را شکست دهد , او با زدن RKO به یکی دیگر از افسانه ها یعنی Jake Roberts به انردتیکر هشدار داد که او واقعا قاتل افسانه ها هست , رندی نیز با زدن RKO به استیسی کیبلر که مدتی با او دوست بود به دوستیشان پایان داد , در اسمکدان هم که قبل از رستلمنیا برگذار شد رندی به اندرتیکر سیلی زد و باعث اوج خشم اندرتیکر شد , پدر رندی هم نیز
سواره نظام، بخش کوچکترلشکر اسکندر بود.
در بهار سال 334 قبل از میلاد، قشون پارمنیون (Parmenion) از افسران مورد اعتماد مقدونیان هنگام پادشاهی فیلیپ دوم (Philip II) و حامی بزرگ اسکندر، از داردانل (Dardanel) عبور کردند و ایرانیان از همان روزهای اول نتوانستند در برابر او از خود مقاومت منظمی نشان دهند. اسکندر پس از آنکه در ایلیون پیاده شد، استقلال این شهر را اعلام کرد و آنرا از پرداخت خراج به ایرانیان معاف داشت و سپس راه خود را پیش گرفت و به قوای اصلی ملحق شد.
قشون اسکندر از لحاظ عده زیاد نبود و از سی هزار پیاده و پنج هزار سواره تشکیل شده بود. که از این عده نه هزار نفر شش جناح را به وجود می آوردند و سه هزار نفر آنها سه دسته پیاده مسلح به اسلحه های میان وزن بودند. یکی از این دسته ها آگما نام داشت که گارد مخصوص اسکندر بود. پیاده های یونانی بطور تخمینی از دوازده هزار نفر تشکیل می شدند که شامل متحدین و مزدوران بودند. سایر قسمت های پیاده مرکب بود از دسته های مسلح به اسلحه سبک. پر ارزش تر از همه آنها کمان داران جزیره کرت (Crete) بودند.
سواره نظام از هشت دسته سنگین اسلحه شامل یاران پادشاه که از نجبا بودند و دسته سواره نظام فسال (Fesal) و سایر دسته های نسبتآ کوچک تشکیل می گردید. علاوه بر اینها اسکندر با خود حدود یکصد و شصت فروند کشتی به همراه آورده بود. به دنبال قشون عراده ها حرکت میکرد. در قشون اسکندر عملیات محاصره بسیار خوب انجام می شد و بنابراین در معیت عراده ها انواع ماشین های محاصره و دسته های مخصوصی که برای اینکار اختصاص داده بودند، حرکت می کرد.
ستاد فرماندهی ارتش عبارت بود از یک عده نزدیکان و دوستان مورد اعتماد پادشاه که به فنون جنگی کاملآ آشنا بودند. در میان این عده افراد برجسته ای وجود داشتند که بعدها در تاریخ آسیا نقش مهمی را ایفا کردند. لازم است در اینجا به وضع مرتب و نظم امور ستاد نیز اشاره شود. در این لشکر کشی روزانه کلیه وقایع ثبت می شد و همین یادداشت ها بعدعا پایه و اساس شرح لشکر کشی های اسکندر قرار گرفت.
حسن تهیه مقدمات لشکرکشی گواهی می دهد که اسکندر نقشه های وسیع جنگی داشته است، هر چند که این پادشاه جوان مقدونی در اولین مرحله فعالیت خود شاید تصور اینکه ممکن است بتواند حکومت ایران را در آن زمان مغلوب سازد و بر دنیا تسلط پیدا کند را محال می دانسته است ... اما در اولین نبردی که در گرفت ضعف و ناتوانی حکومت هخامنشیان و در مقابل امکان فتوحات بعدی برای اسکندر آشکار گردید.
در مقابل ارتش کثیر داریوش سوم از عناصر و افراد مختلف تشکیل شده بود که از لحاظ نطامی ارزش آنان برابر نبود. انضباط، فوق العاده ضعیف بود و آن اراده و ایمانی که ارتش قلیل تعلیم یافته و مجرب اسکندر برای وصل به فتح و پیروزی در دل داشتند، در ارتش داریوش وجود نداشت. از شرحی که هرودوت در باره ارتش خشایارشا بیان داشته معلوم می شود که پایه و اساس این ارتش را پیاده نظام و افراد داوطلب ایلاتی تشکیل می داده ولی سواره نظام اهمیت فوق العاده ای داشته است.
داریوش سوم برای اینکه با روش جنگجویان یونانی ارتش خود را هماهنگ نماید سعی می کرد که یک پیاده نظام منظم به وجود بیاورد و او قبل از همه چیز به مزدوران یونانی، که تعداد آنها چندان هم کم نبود، اتکا داشت و فرمانده بسیار لایقی بنام ممنون (Memnon) آن سپاه را رهبری می کرد.













ی متر









